دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )
15
تاريخ ايران ( دوره تيموريان ) ( فارسي )
شيخ حسن » - شيخ حسن كوچك چوبانى و شيخ حسن بزرگ از قبيله جلاير - در نوشتههاى ديگر بررسى شده است « 1 » . اوضاع و احوال قراقويو نلوها را هم بعدا بررسى خواهيم كرد . به خاندانهاى ديگر كه در تاريخ ايران از اهميت كمترى برخوردارند - دست كم در اين دوره - به مقتضاى شرايط و نيز ميزان تأثيراتى كه در روند تحولات داشتند ، اشاراتى شده است . از اين رو در اين فصل مهمترين وقايع را در سه بخش موجز آل جلاير ، آل اينجو و آل مظفر و در آخر سربداران و رقيبانشان ، ارزيابى خواهيم كرد . 2 - آل جلاير واژه جلاير از نام يكى از قبيلههاى بزرگ و مهم مغول ريشه گرفته است « 2 » . سلسلهاى كه حكومت آن با قدرتيابى شيخ حسن بزرگ در بغداد در سال 740 / 1340 آغاز شد و با مرگ حسين دوم در محاصره حله پايان يافت ، اغلب سلسله ايلكاويا ايلكانيان نيز ناميده مىشود . نام ايلكا از ايلقه ( ايلكا ) نويان پدر جد شيخ حسن ريشه گرفته است كه در مقام يكى از فرماندهان هولاكو سهم عمدهاى در فتح آسياى مركزى و خاور نزديك به دست مغولان داشت . فرزندان او نيز در اشرافيت نظامى امپراتورى ايلخانى مقام والايى يافتند و چند تن از آنان توانستند خواتين خاندان هولاكو را به عقد نكاح خود درآورند . از اين رو حسين ( متوفى 722 / 1322 ) نوه ايلقه با دختر ايلخان ارغون به نام اولجتاى ازدواج كرد و او مادر شيخ حسن مؤسس اين سلسله بود . شيخ حسن بزرگ كه در زمان ابو سعيد و بار ديگر در روزگار آرپاگاون به بالاترين منصب يعنى اولوس بيك و نايب مناب دست يافت ، در كشمكشهاى پىدرپى قدرتطلبى - كه اواخر حكومت مغولان در ايران رخ داد - شخصيت قاطع و مؤثرترى از خود نشان داد ؛ گو اينكه وى بارها در درگيرى با آل چوبان و بخصوص شيخ حسن كوچك - پس از مرگ او در سال 744 / 1343 - با برادرش ملك اشرف مجبور به عقبنشينى شد . اگر ما با نگاهى نو به مسايل بنگريم ، متوجه مىشويم كه هدف او بيشتر بازسازى امپراتورى ايلخانى بود تا براندازى آن ؛ البته تا حدودى هم در اين امر
--> ( 1 ) - در خصوص آل چوبان نگاه كنيد به : بويل ، در CHI ، جلد 5 صص 416 - 373 ؛ در مورد طغاتيمور نگاه كنيد به همان منبع ، صص 16 - 413 ؛ و مينورسكى ، « طغاتيمور » در EI چاپ اول ؛ درباره مناسبات نژادى جانى قربان كه از او حمايت كردند رجوع كنيد به : اوبن ، « L'ethnogense » ، ص 67 . ( 2 ) - پروفسور لمبتن در مقاله « ايلات » در EI ، چاپ دوم ، از نسخهاى صحبت مىدارد كه از ميان نامههاى دولتى شاه سلطان حسين صفوى به دست آمده و در آن پراكندگى ايلات و عشاير در اوايل قرن دوازدهم / هجدهم مورد بررسى قرار گرفته و بين ايلات ايرانى و غيرايرانى فرق قايل شده است : در اينجا جلاير در خراسان در زمره ايلات ايرانى رقم خورده است .